تبليغاتX
عشق
آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت باقی ست
 درد دل با دل
آدما فکر میکنن که شاعرا خیلی غم دارن

کاشکی فقط این بود

اونا خیلی چیزا رو کم دارن

عاشق کسی میشن 

که عاشقاش فراوونه

بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه

اونی رو که دوستش داری

چرا اون تو رو دست نداره

شایدم دوست داره ولی به روش نمیاره

|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه سیزدهم تیر 1388  |
 به یاد آرزو های بر باد رفته...
وقتی اومدی 

کسی تو رو ندید

ولی من دیدمت

کسی تو رو حس نکرد

ولی من با همه وجودم حست کردم

همیشه دلم میخواد برات شعر بنویسم

تا بفهمی عاشقتم

نمیفهمی

نذاشتی

همین خرده ریزی که اسمش ، زندگی زندگی ...



|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه سیزدهم تیر 1388  |
 صفت آدمای دنیا

دنیا پر از سگ است جهان سر به سر سگی ست

غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست

لبخند و نان به سفره ی امشب نمی رسد

پایان ماه آمد و خُلق پدر سگی ست

از بوی دود و آهن و گِل مست می شود

در سرزمین من عرق کارگر سگی ست

جنگ و جنون و زلزله، مرگ و گرسنگی

اخبار یک سه چار دو ایران خبر سگی ست

آهنگ سگ ترانه ی سگ گوش های سگ

این روزها سلیقه ی اهل هنر سگی ست

بار کج نگاه شما بر دلم بس است

باور کنید زندگی باربر سگی ست

آدم بیا و از سر خط آفریده شو

دیگر لباس تو به تن هر پدر سگی ست

 

 

|+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387  |
 کاش

امشب در خلوت تنهایی ام آرام آرام  بی تو گریستم

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند

تا بدانی که بی تو چه می کشم...

کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو

دریایی  از اشک به راه انداخته ام...

و کاش پرنده ی سوخته بال عاشق از جانب من

به تو این پیغام را می رساند که:

بی تو آرام آرام نابود می شوم

مي نويسم براي تويي كه به اميد دوباره ديدنت زنده ام

 پروانه ی من  زودتر بيا...

 

بیا که بی تو خیلی گرفته ام

 

 

|+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387  |
 ببار

 

ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست،

 اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست!

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،

 آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست!

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست !

ببار که دلم گرفته است ، چشمهایم از اشک ریختن خسته است !

ببار ای باران ، که سکوت این لحظه ها

 با صدای تو و صدای گریه هایم شکسته شود

 دلم از غصه ها خالی شود و لحظه هایم مثل همیشه بارانی شود

ببار ای باران ، آمدن تو مرا آرام میکند ،

 قطره های تو مرا از چشمان غریبه ها پنهان میکند!

  چه آمد بر سرم که اینگونه پریشانم ، باور ندارم که اینگونه تنهایم !

 چه آمد بر سرم که اینک آرزوی کسی را دارم که با من قدم بزند

در زیر قطره های باران، درد دل کند با من در این حال و هوای دلگیر آسمان

ببار ای باران که غم از دلم رفتنی نیست ، هوای سرد قلبم گرم شدنی نیست!

راهم را گم کرده ام در کوچه پس کوچه های شهر در این شب بارانی ، کجا بروم، 

من که سرپناهی را جز تو ندارم ای باران ،

 در آغوش چه کسی آرام بگیرم من که هیچکس جز خدا را ندارم ای آسمان...

ببار ای باران ، این آرامش ناخواسته ام را در زیر قطره های باوفایت از من نگیر ،

بیوفا نباش ، ای باران با وفا تنها همین شب هوای مرا داشته باش

 

 

|+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه چهارم آذر 1387  |
 نامه عاشقانه به عشقم

نامه عاشقانه خیلی جالب حتما باید تا آخر بخونی تا متوجه بشی

نامه یک پسر عاشق به دوست دخترش لطفا تا آخرشو بخونید تا متوجه عشق پسر به دوست دخترش بشید.

۱- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم


۲- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


۳- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


۴- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


۵- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید


۶- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه


۷- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما


۸- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


۹- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


۱۰- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع


۱۱- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


۱۲- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم


۱۳- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه


۱۴- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


۱۵- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر


۱۶- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه


۱۷- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


۱۸- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین


۱۹- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


۲۰- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه


۲۱- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .



و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!

|+| نوشته شده توسط میثم در جمعه یکم آذر 1387  |
 چرا عاشقا دیونه میشن؟

اگه کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشماش زل بزنی ....

 

نمی تونی دوریش رو تحمل بکنی ....

نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ...

نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ...

برای همین عاشقا دیوونه میشن...

 بعد میسوزن تا وقتی که تموم بشن...

وقتی هم که تموم شدن دور انداخته میشن....

|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه دوم شهریور 1387  |
 همينجوري

هيچي نگو

 

آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری

آخه مگه حرفی زدم، زخم زبونی من زدم

آره همش بهونه بود مسئله یار دیگه بود 

 دلت هوایی شده بود

کارم از کار گذشته بود  

برو با یارت عزیزم ، رها کن این تن منو

الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم

اما یه قول بهم بده  

یارت رو تنها نذاری 

که مثل من اسیر ،بشه آواره از خونه بشه

منم یه قول بهت می دم  

یه روز فراموشت کنم، قلبمو سنگیش بکنم  

عشقت و خاکستر کنم 

اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی  

بگو که مثل من بشه . زجر جدایی بکشه

 

|+| نوشته شده توسط میثم در سه شنبه هشتم مرداد 1387  |
 عشق
عشق یه دروغه که ما به خودمون میدیم

یه دروغ که با اون خودمونو وادار کنیم

 تا به اون کسی که میخوایمش برسیم

اما ...

|+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه سوم مرداد 1387  |
 ساغر هستی
تو ای ساغر هستی
به کامم ننشستی
ندانم که چه بودی
ندانم که چه هستی

در بزم من شکسته ای
در کام او نشسته ای
نوشی تو بر سنگین دلان
زهری به کام خستگان

من همان اشک سرد آسمانم
نقش دردی به دیوار زمانم
بی سرانجام و بی نام و نشانم
چون غباری به جا از کاروانم


تنها ترین تنها
منم
سر گشته و رسوا منم


آه ای فلک ای آسمان
تا کی ستم بر عاشقان
بشنو تو فریاد مرا
آه ای خدای مهربان

عشق تو خوابی بود و بس
نقش سرابی بود و بس
این آمدن این رفتنم
رنج و عذابی بود و بس

ای فلک بازی چرخ تو نازم
بی گمان آمدم تا که ببازم
ای دریغا که شد چشم سیاهی
قبله گاه منو روی نمازم
|+| نوشته شده توسط میثم در شنبه دوازدهم آبان 1386  |
 
 
بالا
bala bordane amare bazdid
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
maximaize khodkare safe